عمیقا درگیر پیدا کردن معنای درست مدرنتینه و مدرنیسم هستم. یعنی در واقع میخوام خودمو پیدا کنم، نه خودمو که هنرمو...
استاد خوب میگه : مدرنیته مطابق با روند پیشرفت جامعه است و مدرنیسم بر ضد پیشرفت جامعه... خودمو به استاد نشون دادم، تمام هنرمو، اما راهو نشون نمیده... من توی کتابهای مرجع هنر دارم میگردم... تاریخ هنر هلن گاردنر یا ارنست گامبریج رو صفحه به صفحه مرور کردم اما هنوز نتونستم بفهمم که چی به چیه. راست میگفت گامبریج که هنر مطلق وجود نداره و فقط هنرمندان وجود دارند... هنوز نمیدونم من بر ضد جامعه عمل کردم یا مطابق با جامعه ام.
عیب از منه که بغضم شبیه جامه ام هست نه جامعه ام.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 19:25  توسط میم - ر
|
از سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۸۶ الی شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ نمایشگاه شعر من (میلادرضایی خلیق) در دارالفنون فرش شهر اردکان برگزار شد.
فقط میتونم بگم خوشحالم که اینطور دانشجویان هنر - که متعهدا با هنر درگیر هستند- از این نمایشگاه و شعرهای من استقبال کردند... از فردا کتابچه ی شعرها هم برای فروش در اختیار علاقمندان قرار میگیره.
هنوز عکسهاشو آماده نکردم. تا چند روز دیگه عکسهاشو هم میذارم... چیزی که برای همه جالب بود نو بودن کار نمایشگاه و شیوه در گیر کردن مخاطب با شعرها بود. توی عکسها بیشتر متوجه قضیه میشید
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 20:17  توسط میم - ر
|
