تبليغاتX
گجسته
گجسته
28

من فکر می‌کنم هیچ‌وقت جمعه‌ها بد نبودند. یعنی این‌قدر بار منفی که روی دوش‌های جمعه گذاشته شده، حاصل بار منفی ذهن و دست‌های ماست. شاید خیلی‌ها به این نظر باور داشته باشند که جمعه‌ها به دلایل متافیزیکی (یا چیزی نظیر این) دارای بار منفی هستند و معتقد باشند که جمعه‌ها –مخصوصا حوالی غروب- به شدت غم‌گین، حزن‌انگیز و یا شاید بدتر از اون کسالت بار به چشم می‌رسند. اما من فکر می‌کنم این خودمون هستیم که جمعه‌ها را با این صفات توصیف کردیم. جدای از این شاید جدا بودن جمعه از روزهای کاری هفته باعث این حالت باشه. همان‌طور که احتمالا جمعه‌ها برای افرادی که ساکن اروپا هستند روزی مثل باقی روزهای هفته‌ست و شاید روزی مثل شنبه یا شک‌شنبه چنین حالت غم‌گینی رو در در اون‌ها ایجاد کنه.
بارها برای خودم پیش اومده که حساب هفته از دست‌ام در رفته و فرق بین جمعه و شنبه رو نفهمیدم. در اون لحظه‌ها جمعه برای من همان‌قدر کسالت‌بار، غم‌گین و ناراحت کننده بود که شنبه. به هرحال تازه‌گی‌ها به این نتیجه رسیدم که جمعه‌ها بی‌تقصیر هستند و گناه‌کار اصلی خود ما هستیم...
از بس که این کامپیوتر به خاطر نوسان برق خاموش روشن شد یادم رفت که چی‌ها باید می‌گفتم... این هم از دست‌آوردهای صنعت برق لاهیجانه...
حالا برای این‌که تمام کدورت‌ها بین من و جمعه‌ها از بین بره، اینو می‌خورم به سلامتی جمعه‌های خوب، جمعه‌های تازه، جمعه‌هایی که وسط هفته هستند و یادشون رفته که می‌بایست غم‌گین باشند... خشت!




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط میم - ر


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
موضوعات
پيوند ها